یاسوج

| 3 Comments
چند روزی رفته بودم یاسوج بابت کارهای شرکت طبیعت زنده، و همون طور که انتظار داشتم سفر پر زحمتی بود.
از کنسل شدن پرواز هواپیما بگیر تا رانندگی توی جاده و هزار تا اتفاق غیر منتظره که مختص شهر یاسوجه.
اما در عین حال کلی خاطره هم برام زنده شد.... یادم میاد شبهای سردی رو که بدون بخاری به صبح میرسوندم، سنگهایی که شیشه های اتاقم رو نشونه میرفتند و روزهایی که رسیدن به اینترنت برام مثل یک رویا بود....
کی فکرش رو میکرد الان کارخونه به اینجا رسیده باشه، واقعا راه رفتن تو سوله ها و دیدن این همه پرسنل و سیستم ای که اونجا حاکم بود بهم حس غرور میداد و به آینده امیدوارترم میکرد....

3 Comments

من که اونجا نرفتم اما از ته دلم، دلم برای اون روزهای طبیعت زنده تنگ شده ....

salam.baba ali bikhial hich khatere khoshi az yasouj man yadam nemiad .kolahamam bad berare onja dige nemiran.take care hala mesle oon moghe shab kargara narizan ro saret:-p

salam Agha
man ettefaghi emruz to webloget khondam. koli tabrik!

Leave a comment

لینکدونی

Recent Comments

  • nasim: خدایش بیامرزد.... + و تبریک برای یکی شدنتان .... آرزو read more
  • 301040: salam zaheran chand nafar az webloge shoma oomadan webloge man read more
  • neda: باورم نمی شه!!:(( read more
  • هژیر: علی جان سال نو را به تو عزیز و همسر read more
  • گلی: آهنگش محشرهههههههههه read more
  • Tannaz: salam va tabrik be hardotun albate goli jan man gablanam read more
  • saturn: منم بهتون تبریک میگم. زنگیتون پر از روزای قشنگ read more
  • محسن : قشنگترین رنگها رو براتون آرزو می کتم... read more
  • Hadi: سلام بهت تبریک میگم امیدوارم زندگی خوب و خوش و read more
  • پویان: دمت گرم اینو جدی میگم من تو عمرم شاید حدکثر read more
Powered by Movable Type 4.21-en