May 2007 Archives

| 8 Comments

به یکباره سرت رو بالا میکنی...
میبینی ماه ها و سال ها گذشتند و تو غرق در روزمره گیهای زندگی عمرت رو عملا تلف کردی...
اونقدر مشغله های کاریم زیاد شده بود که اصلا فرصت به روز کردن اینجا رو هم نداشتم.
تصمیم گرفتم کمی از وقتم رو هم به خودم اختصاص بدم.
و در نهایت بدون هیچ دغدغه ای بتونم ساعتها فکر کنم....






Natural Blues
Moby
oh lordy, trouble so hard
oh lordy, trouble so hard,
don't nobody know my troubles but God
don't nobody know my troubles but God

went down the hill, the other day
my soul got happy and stayed all day

oh lordy...

went in the room, didn't stay long,
looked on the bed and brother was dead

oh lordy...


لینکدونی

Recent Comments

  • nasim: خدایش بیامرزد.... + و تبریک برای یکی شدنتان .... آرزو read more
  • 301040: salam zaheran chand nafar az webloge shoma oomadan webloge man read more
  • neda: باورم نمی شه!!:(( read more
  • هژیر: علی جان سال نو را به تو عزیز و همسر read more
  • گلی: آهنگش محشرهههههههههه read more
  • Tannaz: salam va tabrik be hardotun albate goli jan man gablanam read more
  • saturn: منم بهتون تبریک میگم. زنگیتون پر از روزای قشنگ read more
  • محسن : قشنگترین رنگها رو براتون آرزو می کتم... read more
  • Hadi: سلام بهت تبریک میگم امیدوارم زندگی خوب و خوش و read more
  • پویان: دمت گرم اینو جدی میگم من تو عمرم شاید حدکثر read more
Powered by Movable Type 4.21-en