August 17, 2006

به نام پدر...

با همه تلخيش، به دل مينشست...
خوبيش اينه كه تو زماني كه داري ميبينيش، تمام ذهنت از روزمرگي ها جدا شده و جذب داستان فيلم ميشه.
نگاه حاتمي كيا به جنگ رو خيلي دوست دارم. از زمان از كرخه تا راين هميشه با زيباترين مضامين، مفهموم جنگ رو به تصوير كشيده.


Posted by agordji at August 17, 2006 07:31 PM
Comments

طيبات از بهر كه ؟للطيبين خوب خوبي را كند جذب از يقين
درهرآن چيزي كه تو ناظر شوي ميكند با جنس سير اي معنوي
درجهان هرچيز چيزي جذب كرد گرم را گرمي كشيد وسردسرد
ناريان مر ناريان را جاذبند نوريان مر نوريان را طالبند
صاف را هم صافيان طالب شوند درد را هم تيرگان جاذب بوند

Posted by: پرواز at August 21, 2006 12:28 AM

تو باید کارشناس فیلم می شدی:-P

Posted by: غزال at August 21, 2006 10:45 AM

:)

Posted by: محمد at August 22, 2006 08:19 PM

خيلي موافقم:)

Posted by: shadi at August 23, 2006 03:02 PM

من هم نمي تونم يعني نه ميدونم و نه مي تونم. پس بدهكار نيستم . يكي مي گفت دانستن مردن است به نظرم توي فيلم لبه تاريكي بود!!
. باهات موافقم به نام پدر مثل همه كارهاي حاتمي كيا متفاوته!

Posted by: melika at August 26, 2006 01:07 PM

فيلم به نام پدر.......
فقط نظرم رو مي گم...
اگر خوب فكر كني حاتمي كيا با فيلم آژانس شيششه اي يه جور پرونده اين سبك رو بست و داره خراب مي كنه..
اين فيلم اصلا در سطح حاتمي كيا نيست...در سطح كاراي قبليشم نيست..
فيلم طبل بزرگ زير پاي چپ رو ببين...
کاظم معصومی در این فیلم بحث انسانیت را فراتر از دشمنی می داند آنجا که شخصیت حافظ با نظامی عراقی دوست می شود .آیا یک فرد ایرانی و یک عراقی در حین جنگ نمیتوانند با هم ارتباطی انسانی داشته باشند؟.معصومی با مطرح کردن چنین مباحثی مسئله جدیدی را در سینمای جنگ باز می کند بحثی که در فیلمی مانند گاهی به آسمان نگاه کن هم بطور تلویحی اشاره شده بود آنجا که شخصیت نویسنده فیلم از دل بستن به یک پرستار در حین رگبار دشمن حرف می زند...
و با موسيقي زيبا كه تلفيقي از سازهاي كلاسيك و سنتي هستش..
من طرفه هيچكي نيستم..
سينماي جنگ مبحث بزرگيه...
حاتمي كيا براي ايران كارگردان بزرگيه ولي سنتي و كمي.....
ببخشيد زياد شد...
خوب باشي..

Posted by: Hamid at September 15, 2006 10:18 PM