August 11, 2006

سفر هوايي هم توي ايران براي خودش معضل بزرگيه...
تاخيرهاي طولاني، جوابگو نبودن افراد، كيفيت بد هواپيماها و .... مواردي هستند كه بعد از يه مدت طولاني واقعا عذاب آور ميشن.

واقعا خيلي زور داره كه يه پرواز 3 ساعت تاخير بخوره، بعدشم بشوننت تو يه هواپيماي داغون توپولوف كه روي زمين كلا" سيستم تهويه اش تعطيله، بعدشم وقتي رسيدي ببيني كلاست تعطيل شده...

امروز براي دومين بار به كلاسم تو شيراز نرسيدم و كلاسم تعطيل شد...

همه به اين اوضاع عادت كردند و هيچ كس هيچ تلاشي براي بهبودش نميكنه، چرا كه مساله اي به نام زمان عملا بي ارزشه...

Posted by agordji at August 11, 2006 01:10 PM
Comments

وقتی احساس شه که یه چیزی به وفور در اختیاره ارزش حقیقش درک نمیشه و بهبود موضوعات دیگه ای که به نظر مهم تر میان در اولویت قرار میگیره... اونقدر مشکل هست که این چیزا در برابرش هیچه!

Posted by: goli at August 12, 2006 04:17 AM

ای بابا! چه بد...ولی ببين، علی جان، هر جای دنيا يه مشکلی داره ها!
بعدشم حالا کلاس رو ميشه جبران کرد يه جوری، اما جون آدم رو نه...همين که
سلامت هستی از همه چی مهم تره! فراموش نکن هيچ وقت
ولی خوب، ایران در کل مشکل زياد تر داره تا هر جا ديگه :) و اینم بگم که
این روز ها بايد خيلی آدم مواظب باشه وقتی سوار هواپيما ميشه و ميره سفر
اصلاً هيچی ديگه مثل قبل امن نيست، البته کی اصلاً چيزی توی این دنيا امن بود، که حالا نباشه؟! :(

Posted by: Melody at August 12, 2006 07:48 AM

اينجا چيزي كه مهمه امام زمانه نه خود زمان!

Posted by: hossein at August 13, 2006 08:07 PM

كامنت گذاري به شيوه ي خودت :
همينه ديگه... انتظار چيز ديگه اي داشتي؟

Posted by: mehran at August 13, 2006 11:16 PM

آخي!....واقعا كاشكي يكي اينجا مساله زمان رو درك مي كرد!

Posted by: neda at August 14, 2006 12:52 AM

ببين علي اين مشكل از هواپينا نيست كه كلاس تعطيل ميشه . مشكل از استاد هست . چون استاد نيومده ....
شما نميتوني به اين دليل كه دير رسيدي سر كلاس همكاران من مورد چي چي قرار بدي .
ببين عزيزم شما بايد زودتر راه بيفتي يا شب قبلش بري شيراز .
چون امثال من در مقابل جون ادما مسئول هستيم . نمي تونيم كه همينجوري هواپيما رو بفرستيم رو هوا به اميد كي ؟ به اميد امام زمان به خاطر زمان ؟
ما تا قبل از اينكه از سلامت هواپيما مطمئن نشديم نميتونيم اجازه پرواز بديم بهش .
ببين علي جان تو مثل پسر من هستي . و اگر پسر خودمم بود همين حرف رو بهش مي زدم . :دي

Posted by: amin at August 14, 2006 05:53 PM

جالب بود...
وبلاگتو میگم...
یه نگاه کلی که بهش انداختم ازت خوشم اومد...
وبلاگت می تونست خیلی قشنگتر از اینا باشه...در آینده لینکت می کنم.
بای

Posted by: اول شخص ::طراح قالب at August 16, 2006 06:46 PM

Every year is getting shorter, never seem to find the time
Plans that either come to naught
or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone the song is over
thought I'd something more to say.

Posted by: Hamid at August 18, 2006 12:06 AM