November 30, 2006

يکي از مشاغل جديدي که بعد از شلوغ شدن خيابونها ايجاد شده، کمک کردن تو پارک و نگه داشتن آمار جاي پارک خاليه!
جديدا توي جاهايي مثل مرکز خريد اسکان و ... افرادي هستند که بهت جاي پارک نشون ميدن و بعدشم با فرمون دادن مناسب کمکت ميکنن که تو اون جاي تنگ پارک کني!!! بعدشم کلي تو دلت طرف رو دعا ميکني که اين جا رو برات پيدا کرده و يه جورايي مجبورم ميشي که يه پولي بهش بدي.
بعضي از جاها تازه وقتي بر ميگردي ميبيني ماشينتم شستن. اونموقع مجبوري کلي بيشتر پول بدي بهشون:)
اونوقت ميگن کار نيست. تازه درآمدشم از خيلي از کارهاي ديگه بيشتره!!

Posted by agordji at 11:37 AM | Comments (3)

November 27, 2006

تا کي بايد شاهد اين صحنه ها باشيم؟؟:(

بعضي وقتا فکر ميکنم چه جراتي دارم هر هفته با هواپيما ميرم شيراز....

Posted by agordji at 10:36 PM | Comments (4)

November 14, 2006

بادبادک باز

خيلي وقت بود که فرصت کتاب خوندن دست نداده بود. تا اينکه ديشب وقت کردم کتاب بادبادک باز نوشته ي خالد حسيني رو بخونم...
خالد حسيني نويسنده اي افغان و ساکن آمريکاست که اين رمان را مستقيما" به انگليسي نوشته و در آن زندگي يک کودک افغاني را از کودکي ترسيم ميکند.

بادبادک باز نگاه کودکي است بزدل به دنياي اطرافش که در واقع شايد نمي خواهد ترسو باشد، اما نمي تواند. مشکلاتي که بر سر راهش قرار ميگيرند خيلي تفکر برانگيز و حزن آور است.

بعضي وقتا با خوندن بعضي چيزها، ميفهمي که چقدر خوشبختي و خودت ارزشش رو نميدوني...

Posted by agordji at 12:56 AM | Comments (5)

November 10, 2006

اين هفته نميدونم چطور شد که صبح خواب موندم و وقتي بيدار شدم کلي براي کوه رفتن دير شده بود.
به پيشنهاد يکي از دوستانم رفتم پارک نشاط و اون قسمتيش که دوچرخه اجاره ميدن. و بعد از کلي سال که دوچرخه سواري نکرده بودم يکي از بهترين خاطرات دوچرخه سواري رو تجربه کردم. به نظرم پيست خيلي خوبي بود و اگر فرصت کنم باز هم ميرم:)

Posted by agordji at 03:07 PM | Comments (2)

November 03, 2006

تا حالا کوه رو توي شب تجربه نکرده بودم...
توي ظلمات شب که فقط ماه معلومه...
تجربه ي قشنگي بود. ترس به همراه هيجان!

Posted by agordji at 02:55 PM | Comments (4)