November 25, 2004

امروز خيلي روز شلوغي بود. همه کارام به هم ريخته بود و مشکلاتي پيش ميومد که اصلا به عقل جن هم نمي رسيد!!
اما خب همشون بالاخره تموم شدن. يکي از اونا يکي از دانشگاهاي علمي - کاربردي بود که بدجوري همه چيش ريخته بود به هم. اما نکته جالبي که تو اين دانشگاه وجود داشت اين بود که يه جورايي عين دبيرستان دخترونه بود. وقتي با معاونش صحبت ميکردم ازش پرسيدم اين دانشگاه شما چرا پسر نداره؟
گفتش که نزديک 75% دانشجوهاشون دخترن. چون بهتر قبول ميشن:)
با اين اوضاع فکر کنم تا چند سال ديگه ميري عروسي ميبيني خانومه فوق دکترا داره اما مثلا شوهرش سيکل داره:)
از همه اين ها که بگذريم گوش دادن به آهنگ Everybody's Fool توي متروي شلوغ صفاي خاصي داره...

Posted by agordji at 11:50 PM | Comments (11)

November 19, 2004

کلي وقت بود که شيراز نرفته بودم براي همين اين هفته يه چند روزي رفتم شيراز...
کلی کار، کلي نشاط، کلي درد و دل،کلی مهربونی، کلي معرفت...
خلاصه خيلي خوب بود، مخصوصا پرواز تو هواي باروني با هواپيماي Fokker 100 !!!!

Posted by agordji at 05:28 PM | Comments (8)

November 14, 2004

اصلا انتظارش رو نداشتم....
درکش ميکردم. خيلي ناراحت بود:( فقط اميدوارم خيلي زود آرامش قديمش رو پيدا کنه...

Posted by agordji at 01:54 AM | Comments (5)

November 08, 2004

مرز بين بايدها و نبايدهايی که برای خودم ساختم خيلی وقتا اذيتم میکنن.....

:(

Posted by agordji at 06:29 AM | Comments (8)