May 29, 2007

به یکباره سرت رو بالا میکنی...
میبینی ماه ها و سال ها گذشتند و تو غرق در روزمره گیهای زندگی عمرت رو عملا تلف کردی...
اونقدر مشغله های کاریم زیاد شده بود که اصلا فرصت به روز کردن اینجا رو هم نداشتم.
تصمیم گرفتم کمی از وقتم رو هم به خودم اختصاص بدم.
و در نهایت بدون هیچ دغدغه ای بتونم ساعتها فکر کنم....






Download 48kbps


Natural Blues
Moby
oh lordy, trouble so hard
oh lordy, trouble so hard,
don't nobody know my troubles but God
don't nobody know my troubles but God

went down the hill, the other day
my soul got happy and stayed all day

oh lordy...

went in the room, didn't stay long,
looked on the bed and brother was dead

oh lordy...


Posted by agordji at May 29, 2007 11:18 AM
Comments

خوشحالم که فرصت وقت دادن به خودت رو هم پیدا کردی. فکر کن و فکر کن

Posted by: علیرضا at May 29, 2007 11:19 PM

آخي چقدر دلم برات تنگ شده علي جونم.......اميدوارم كه هميشه موفق و پيروز باشي:)

Posted by: neda at May 30, 2007 07:54 AM

خوب کاری می کنی .... منم اصولا این روزا حس می کنم که جوونیم به بدترین نحو ممکن داره می گذره ....خصوصا تو این تهران لعنتی که نیمی از وقت صرف کارایی می شه که فقط و فقط دلیل طولانی شدنش ازدحام بیش از حده

Posted by: amin at May 30, 2007 10:19 AM

منم برات خيلی خوشحال هستم که آخر يه فرصتی رو پيدا کردی فقط برای خودت تنها، که پس از مدت ها يه نفسی بکشی!
همه هر از گاهی به اینطور وقت ها نيازمند ميشن، و به نظر من، هر چقدر هم که سرت شلوغ باشه،
هنوز بايد يه کم وقت برای خودت هميشه بزاری کنار، هر چی هم که باشه از اینکه نداشته باشی يه همچين وقتی رو کلی
بهتره! اینطوری تازه ميشی و از اون استرس کاری و ذهنی آرامش پيدا می کنی و با خوبی و خوشی همه کارات رو در بهترين
شکل انجام ميدی. ذهن آدم درست مثل يک موتور هست، هيچی از يک موتور کم نداره، اگه ازش زيادی کار بکشی بدون استراحت، و
به خودت نرسی درست حسابی، هنگ می کنه. ضمناً، زياد از حد هم فکر نکن، اون مدلی هم خوب نيست هميشه...بزار هرچی صلاح باشه
پيش بياد، و باور کن با این همه تلاشی که تو می کنی هميشه در مورد همه چی توی زندگيت، جواب خوب ميگيری، پس زيادی هم خودت رو
خسته نکن با کلی، کلی، کلی فکر کردن :) توی این فرصت، قشنگ بشين و به خودت برس و خوش باش، اگه هر روز، هر روز بشينی فکر کنی
بازم ذهنت خسته ميشه ها، بعد اصلاً انگار نه انگار که برای خودت وقت کنار گذاشته بودی برای استراحت ؛)
خوب باشی هميشه علی جان.

Posted by: Melody at May 30, 2007 01:58 PM

به نظر منم فکر خوبیه... گاهی اوقات آدم احتیاج داره خوبی هایی به غیر از کار رو هم تجربه کنه... البته اگه همه شون کنار هم باشه بهتره...

Posted by: goli at May 30, 2007 05:03 PM

che ajab :D kheili vaght boud naboudi:D

Posted by: Niousha at May 30, 2007 11:03 PM

در اين دنيا كه نامردان عصا از كور ميدزدند
من از ديوانگي محبت جستجو كردم.
يا علي بگو و دوباره بلند شو دوست من.

Posted by: حامد.كوشش كار at June 2, 2007 10:26 AM

منم خوشحالم كه بعد از مدتها وقتي هم براي خودت گذاشتي! 25 سالگي سن قشنگيه! هر روزش يك رنگه! درست مثل رنگين كمان!

Posted by: melika at June 16, 2007 02:00 PM