July 07, 2006

....

حس عجیبی بود.
نه چیزی رو میدیدی نه صدایی میشنیدی. فقط صدای سکوت بود و دیگر هیچ...
یه احساسی مثل دوباره متولد شدن.
نه در آغاز بودی و نه در پایان.
و در آن تاریکی، فقط نور میدیدم...

Download 48kbps


The Feeling Begins
Peter Gabriel

Posted by agordji at July 7, 2006 11:20 PM
Comments

عجب!!!!

Posted by: neda at July 9, 2006 10:22 AM

رفیق، باز تنها تنها رفتی معراج! بابا یه دفعه که گفته بودم، معراج میری دست مارم بگیر.
قبول باشه

Posted by: alireza at July 9, 2006 06:53 PM

من از بس كه مردم، اين دفعه دنبال زنده شدن هستم... دوباره متولد شدن.
خوشا به حالت كه باز اين حس عجيب رو تجربه كردي.

Posted by: آدم نماي پارانوئيدي at July 11, 2006 07:56 PM

. . .. .. .. .. ..
عجب حسی...آدم در اینطور موقع ها بايد چی کار کنه؟ چی بايد فکر کنه؟

Posted by: Melody at July 11, 2006 11:37 PM

يك جاي هست در همين نزديكيها كه همه آرزوها و تلاش آدم در رسيدن به اونجا خلاصه ميشه بعضيها بهش ميگم بهشت و اون دوردورها دنبالش مي گردن اما من مي گم يك جاييه كه كه با خيال اسوده مي توني بري و داخلش قدم بزني يك راهي كه هيچ وقت تموم نميشه اما خود معني عشقه!

Posted by: melika at July 13, 2006 10:03 PM

:) :) :) :) :) :) :)

Posted by: sanaz bakhtiari at July 13, 2006 11:44 PM