September 29, 2004

وقتي فکرشو ميکنم که اين همه کار و درس رو چه جوري بايد تمومشون کنم فقط يه علامت سوال گنده مياد جلو چشمم!
تو يه مسيري افتادم که نه ميتونم عقب برم نه جلو:(

Posted by agordji at September 29, 2004 06:38 AM
Comments

عقب و جلو نداره كه! فقط از بين خطوط برو! :))

Posted by: bahar at September 29, 2004 01:55 PM

آه منم همينطور): منم اصلا نميدونم چه جوري كلاس ها و مدرسه و درس و... با هم برم و بخونم.( زندگي پستي بلندي داره((: )

Posted by: goli at September 29, 2004 03:54 PM

Ali jan, mifahmam chi migi! Koli barat sakht benazar miad, amma hamishe bedoon ke agar be khodet begi ke mitooni in hame kar o dars ro anjam bedi va movafagh beshi be khoda mishi! Agar ham har joor komaki ehtiaj dari, man hamishe hastam va midooni :D Hamishe be hamechi az tarafe mosbat negah kon Ali, omidvaram mesle hamishe koli movafagh bashi!

Posted by: Melody at September 29, 2004 10:30 PM

علي همش بالاخره تموم ميشهسخت نگير...

Posted by: Harry Potter at September 29, 2004 10:59 PM

توكل كن و فقط برو جلو.... يا علي

Posted by: امیرمسعود at September 30, 2004 01:26 AM

مي توني بادبانها رو بكشي بالا و عرشه رو خالي از ناخدا كني ! بعد منتظر يه باد موافق شي . خودش مي بردتت ............. نا كجا آباد هم مي تونه جاي خوبي باشه :))

Posted by: parham at September 30, 2004 01:53 AM

منم با مسعود موافقم .... يه وقتايي وقتي همه چيز رو ميدي دست خودش همه چيز درست و درمئون ميشه
اما اگر فكر كني كه تنهايي هيچ چيزي درست جلو نميره

Posted by: amin at September 30, 2004 03:51 PM

آي گفتي!!! ولي همينه ديگه خودش درست مي شه... خدا هم حتما كمكت مي كنه:)

Posted by: neda at September 30, 2004 10:25 PM

عكسي كه زدي خيلي با متنت تناسب دارد. گاهي اينقدر ادم گرفتار مي شه كه نمي تونه اصلا از جايش تكون بخوره ولي عيب نداره گاهي پرواز تنها چاره است به اينده فكر كن به افقهاي دور.

Posted by: melika at October 5, 2004 02:13 PM